سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد
در کتاب قاف آمدهاست وقت به دنیا آمدن رسول الله
ابلیس در جزیرهی دریا برتخت بلرزید و تخش نگوسار شد و وی از تخت درافتاد و بانگی بکرد.
پس فریاد میکرد چنان که همه دیوان روی زمین بشنیدند و روی به وی نهادند.
چهل روز تختِ وی نگوسار بود.
لرزه بر همه دیوان افتاد.
دیوان ستنبه گفتند: چه کنیم؟ چه افتاده است؟
ابلیس گفت:
بزاد آن کس که از بهر وی مرا سجود آدم فرمودند!
بزاد آن کس که به سبب وی مرا لعنت کردند!
بزاد آن کس که به سبب وی بدین روز افتادم!
بزاد آن کس که کَونَین و عالمین برای او آفریده اند! ….
خداوند بر ما منت نهاد و فرستاد رسولی را که هرگز کسی از وجودش در آزار و اذیت نبود،
محبت میکرد و مهربانی میورزید
چنان که دشمنانش هم نمیتوانستند از او تنفری داشته باشند،
او رسولی بود که اخلاق را در میان آدمیان گستراند وجهل و خرافه را از میان برد،
او رسولی بود که خداوند عاشقانه دوستش میداشت…
در این لوح نقش برجسته، گل و مرغ نماد موهبت الهی و تجلی ظریف و لطیف آفریدگار است. گفتگوی عاشقانه گل و مرغ نیز به تسبیحگویی خداوند و ذکر حق تشبیه میشود. گل مقام معشوق را دارد و پرنده (مرغ)، عاشق. همچنین نامگذاری گل به اسم گل محمدی نشان دهنده ارتباط و هماهنگی با فرهنگ اسلامی و متبرک شدن به نام پیامبر رحمت للعالمین و عطر خوش گل محمدی است.