لوح قلم

پدر بزرگِ ایران

لوح نقش برجسته ابر مرد ایران کد 264

پدر بزرگِ ایران

تنها آرزویی که پدربزرگم در روزهای آخر عمر داشت؛ مردن در خانه‌ی خودش بود. دوست نداشت جایی غیر از خانه‌ی خودش مکان جان دادنش باشد. همین بود که با اکراه دکتر میرفت و هرگز توی خانه‌ی عروس ها و دامادها نمی‌ماند مبادا که لحظه‌ی مرگ فرا برسد و او دور از آشیانه‌ی امنش باشد.
این میلِ در خانه‌ بودن را آدم های دنیا دیده بهتر درک می‌کنند. آدم های سرد و گرم چشیده‌ی روزگار در مقابل همه‌ی دنیا خانه‌ی دنج و آرام‌شان را بهتر می‌پسندند.
جایی که یک عمر برای داشتنش زحمت کشیده اند و رنج ها متحمل شده اند.
خبر شهادت رهبرمان که آمد به این میلِ در خانه بودن فکر کردم به اینکه رهبر ما قطعا می‌توانسته در نقطه‌ی امن و امانی پناه بگیرد اما دوست داشته در خانه‌‌اش باشد. در آشیانه‌ی امنی که خودش ساخته، آجر به آجر.
رهبر شهیدمان با ماندن در خانه‌‌، با نرفتن در پناهگاه و مخفی نشدنش حرف های زیادی زد. او رفت و آخرین پیامش را اینطور برایمان فرستاد که؛ در خانه‌هایتان، در این چهار دیواری های مقدس بمانید و زندگی کنید که وطن مال شماست.
پدر بزرگم علی رغم تمام تلاش هایش بالاخره یک روز گرم تابستانی در یک بیمارستان مرگ را چشید.

اما پدر بزرگِ ایران. در خانه‌ی خودش که پر بود از نمادها و نشانه های یک زندگی ساده اما مومنانه به شهادت رسید. به دست شقی‌ترین انسان‌ها.
حیف بود این رهبر فرزانه در بستر بیماری جایی دور از خانه‌‌اش طعم مرگ را بچشد.
حیف بود مزد یک عمر مجاهدتش در راه دین مرگی غیر از شهادت باشد که شهادت هنر مردان خداست.

https://lohehonar.com/product/20976/ابر-مرد-ایران/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *