اخبار

دانه های سنگ

فیروزه

دانه های سنگ

کنار هم می‌نشینند دانه دانه سنگ‌ها را سوار می‌کنند و از هر دری با هم گپ می زنند از نسل عجیبِ امروز که احترام به پدر و مادر را بلد نیستند!

از گرانی می گویند و قیمت گوشت که سرسام آور شده از جهیزیه جور کردن و رسم

و رسومات دست و پا گیر که همه مان را گرفتار کرده از پایه حقوق و بازنشستگی و حمله تروریستی !!!

این آخری با خودش سکوت می آورد و بغض یکی لابلای شکستن سنگ‌ها میگوید: یکیشون همسن پسر من بوده…

همه آه های بلند می کشند و باز سکوت می آید می نشیند

توی جمع، لابد تو فکر همه یک چیز چرخ می‌خورد آنهم اینست که بیچاره مادرش… 

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *