اخبار

چطور پول پارو کنیم آنهم در ایران؟

تابلو برجسته هوالرزاق کد 189

جست و جو می‌کنم “رزق” میخواهم بدانم گوگل، دهخدا، آدمهای پر سواد و اهل علم، آدمهای مومن و متدین و اهل قلم چه معنایی برای رزق آورده‌اند.
اولین جست و جو ها میرسد به این معانی، معیشت، نان، روزی، درآمد، عایدی…
زیرِ این کلمات تبلیغی پر زرق و برق آمده عکسی از چند زن و مرد جوان که مشغول پارو زدنِ سکه‌های طلا هستند!

چطور پول پارو کنیم آنهم در ایران؟

خیره میمانم روی جمله و قلبم از این تحقیر به درد می آید، (آنهم در ایران) ایران در ذهن نویسنده‌ی این جمله دور است از پول، دور است از داشتن و وفور، دور است از لذتهای دنیایی، لابد نویسنده خواسته بگوید: آهای تویی که دنبال پول میخوای بروی از این دیار بدان که اینجا هم میشود گرچه دور و سخت و بعید است اما بیا و امتحان کن!
وسوسه میشوم بروم ببینم چه پیشنهادی دارد که برایش اینچنین نوشته اما یک لحظه با خودم میگویم: اگر بروم یعنی مخاطب این تحقیر منم!!!
یعنی کسی که وطنش را نا لایق دانسته منم!
کسی که معنای رزق را پول فهمیده و برده وار برایش مبارزه کرده منم!

اگر یک معنای رزق عایدی باشد، یعنی خیلی چیزها رزق است، سلامِ سر صبحی که با لبخند باشد رزق ماست، نماز با نشاطی که در سحر عایدمان شود رزق ما بوده، نعمت سلامتِ تن رزق ماست، تلاش برای کسب روزیِ حلال هم رزق ماست.

اهل دلی میگفت: رزق وسعت دارد، چشم و دست و پا و هر کدام از اعضا و جوارح ما رزقی دارند، به نعمتهای خدا نگاه میکنیم این رزق چشم‌های ماست، با دست گره از کار خلق میگشاییم این رزق دستهای ماست و…
به قول سهراب: چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *