این «سفرهٔ پدری» انگار تکهای از مهربونی اهلبیت رو تو خودش نگه داشته…
خشتی که وسطش «الله» با طلاییترین نور میدرخشه و دور تا دورش ترنجهایی نشسته که اسمهای حضرت علی و حضرت زهرا و دو گلِ حسنین روشون مثل ذکرِ آرامبخش، برجسته شده.
آیهٔ «إِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ الله…» اینجا فقط یک جمله نیست؛
یه نجواست، یه یادآوری لطیف که خوبی کردن، سفرهٔ بیچشمداشتیه؛
همونطور که پدر و مادر سر سفرهٔ خونهشون از آدم هیچ «تشکری» نمیخوان…
همونطور که زهرا و علی و بچههاشون، گرسنه اما بخشنده، نونشونو دادن و چشمبهراه هیچ مزد و منتی نموندن.
این کتیبه انگار میگه:
مهربونی وقتی قشنگه که رنگ خدا داشته باشه،
دست وقتی دستگیری میشه که ردّ توقع ازش پاک باشه،
و سفره وقتی سفرهٔ پدریه که دلُ سیر کنه، نه فقط شکمُ.
یه تکه هنر، یه تکه تاریخ،
و یه یادگاری از بزرگواری خونهای که سخاوتمندی رو با عمل معنا کرد.
…………………………….
اگه دلت میخواد گوشهای از مهربونی اهلبیت همیشه تو خونهت بتابه، این «سفرهٔ پدری» همون تکه نوره؛ فقط کافیه سفارش بدی تا برسه دستت.
👇