روی این لوح گچیِ نقشبرجسته، آیهی «فاذکرونی أذکرکم» نفس میکشه؛ دایرهای از یادِ خدا که دور تا دورش، ترجمهای لطیف نشسته: «یادم کنید تا یادتون کنم.»
میون رنگهای فیروزهای و سفید، گلوبتههایی که مثل دعا از دل سنگ روییدهن، و بالاش کلمهی «الله» مثل نوری آروم میدرخشه. هر رگهی رنگ، هر خط و نقش، یه زمزمهست… یه یادآوری مهربون که دل، وقتی اسم خدا رو صدا بزنه، جهانش روشنتر میشه.
این قاب فقط یه اثر هنری نیست؛ یه نجواست که هر بار نگاهش میکنی میگه:
یادش کن… تا تو رو یاد کنه.
این قاب رو جوری ساختیم که فقط یه تابلوی قشنگ نباشه؛
یه رفیقِ بیصدا باشه برای هر کسی که میارهش تو اتاقش.
میخوام هر بار نگاهش میکنن، دلشون یه لحظه آروم بشه…
یاد خدا بیفته، همون یادی که سختیها رو سبک میکنه و راهها رو روشن.
کاش این لوح، هر روز بهشون بگه:
„هر کاری میکنی، نیتت رو خدایی کن… که با یاد خدا، زندگی رنگ دیگهای داره.”
…………..