آقای کریمی، مرد آروم و صبوریه که کارگاه ما با نفس گرمش جون میگیره.
مردی که ساعتها میشینه پای خشتها؛ همون خشتایی که قرارِ اسماءالله، آیات نور و نقشهای دلبر اهلبیت روشون بدرخشه.
با حوصلهٔ تمام رنگ به دلشون میپاشه، گلبهگل، نقشبهنقش…
بعد دوباره با همون آرامش همیشگیش لعابشون میکنه تا آماده شن برای قاب شدن و رفتن به خونههایی که نورشون رو کاملتر میکنن.
کارش خیلی زمانبره؛ اما برای آقای کریمی انگار هر ثانیهاش یه ذکره، یه نَفَس بندگی.
دقتش مثل نخ نامرئیایه که همهٔ این هنر و عشق رو با هم نگه میداره.
هر لوحی که از زیر دستش بیرون میاد، فقط یه کار هنری نیست؛
یه سلامه…
یه دعا…
یه ذره نور که با صبرِ یه مرد آرام گره خورده.
⚘️
دلِت یه یادگاریِ موندگار می خواد!؟